آدرس سایت استاد محمد علی صالح غفاری   

 

www.salehghaffari.com

لینک
سه‌شنبه ٢٧ تیر ،۱۳٩۱ - سعید نوروزی نژاد

       

   با سلام به شما بازدید کننده محترم - در زندگی بشریت همیشه سوالات اساسی در مورد مبداء - کیفیت و هدف خلقت وجود داشته است . اینکه آینده به کجا خواهد انجامید - قیامت چیست ؟ بهشت و جهنم اگر هست چه کیفیتی دارند و دهها سوال از این قبیل که ذهن ما را درگیر می کنند و جوابی واضح و مطمئن برایشان نداریم . دین به عنوان بهترین مرجع برای پاسخ به این سوالات به درستی تبیین نشده است . هنوز مشخص نیست موضوع مورد مطالعه دین چیست و مطالعه این موضوع از کجا بایستی شروع شود ؟ برای همین دین همه ما به جای اینکه یک دین علمی باشد به یک دین اعتقادی تبدیل شده است در حالی که اعتقاد به تنهایی کارساز نیست . دینهای اعتقادی پاسخ یکدیگر را ندارند . یکی به گاوش اعتقاد دارد و دور گاوش می گردد و نذر گاوش می کند و دیگری دور کعبه می گردد . هیچکدام نمی توانند دیگری را قانع کنند چون هر دو فقط از یک اعتقاد بدون پشتوانه علمی پیروی می کنند و اعتقاد هم دلیل نیست . 

     در این وبلاگ به دین اسلام به رهبری ائمه اطهار ع از زاویه ای عمیق و علمی نگاه شده است . مطالب آن را قبلا در جایی مطالعه نکرده اید و دریچه ای جدید در نگاه به این مکتب به روی شما باز میکند . یادداشتهای آن به هم مرتبط و پیش نیاز یکدیگرند . اگر فرصت خواندن فقط یک یادداشت را دارید لطفا  یادداشت اول را مطالعه فرمایید .

     باز هم تاکید می کنیم مطالب وبلاگ پیوسته هستند و مطالعه یک یادداشت به تنهایی باعث برداشتی اشتباه می شود .لطفا چنانچه مطالعه کامل و دقیق وبلاگ از حوصله شما خارج است فقط فصل اول را مطالعه فرمایید در غیر این صورت خواندن یادداشتها را بصورت موردی به شما توصیه نمی کنیم . 

     فصول ابتدایی از آنجاییکه به بحث ابتدای خلقت و اثبات مبادی خلقت می پردازند ممکن است در ابتدا خسته کننده به نظر برسند ولی برای بحث های بعدی پیش نیازند و اجتناب ناپذیر . در این مورد شما را به صبر و دقت و حوصله توصیه می کنم . چنانچه نوشته ها پاسخگوی ذهن فعال شما نبود آماده هر گونه پاسخگویی و یا بحث و گفتگو هستم . امیدوارم این مطالب بتواند پاسخگوی اذهان کنجکاو و حقیقت جو باشد . 

آرشیو یادداشتها :

1 – یادداشتهای منظم و مرتبط به یکدیگر:

یادداشت اول - یادداشت دوم تا پنجم - یادداشت ششم تا دهم - یادداشت یازدهم تا سیزدهم - یادداشت چهاردهم تا هجدهم - یادداشت نوزدهم تا بیست و یکم - یادداشت بیست و دوم تا بیست و چهارم - یادداشت بیست و پنجم تا بیست و هشتم - یادداشت بیست و نهم تا سی و یکم - یادداشت سی و دوم تا سی و پنجم - یادداشت سی و ششم ( آخرین یادداشت )

همه یادداشتها - ممکن است بعلت پر حجم بودن باز شدن آن طول بکشد 

2 – یادداشتهایی که برای توضیح بیشتر یادداشتهای منظم ارائه شده و موضوعی هستند :

     حکمت مرگ ، چرا می میریم ؟ / مشیت و اراده / یادداشتهای عاشورا

     ایمان و تقوی / جبر و اختیار / چرا خداوند متعال هدایت نمی کند ؟ 1و2

     واحد عددی نمی تواند خدا باشد / پیش از خلقت آدم ، آدم ها و آدم ها بوده اند / حکمت عبادات و فلسفه حجاب 1 و 2

     حکمت محلل چیست ؟ / آیا تفاوتهای زن و مرد در اسلام منطقی است ؟ / تعلیمات الهی توام با اضافات و افاضات است / زنان هم در تولید اصالت دارند هم در حرکت

     انسانها در برهوت زندگی به سوی شهر زندگی حرکت می کنند / اگر انسان نبود کلنگ آفرینش به زمین زده نمی شد / ابتلائات برای تعلیمات است نه برای امتحانات / استیصال جهانی بشریت شرط ظهور امام زمان ع است

     سرانجام زندگی انسانها به بهشت ختم می شود / حلال و حرام با یکدیگر چه فرقی دارند ؟ / حق کفویت زن چیست و چگونه ادا می شود ؟ / خداوند متعال کبریتی هم برای جهنم نمی زند

     تفاوت شغلی بین زن و مرد دلیل تفاوت حقوقی نیست / آیا مدیریت انسان بر انسان قابل دوام هست ؟

     زندگی بهشتی از مسیر تکامل فکری بشریت تحقق پیدا می کند / حرکت انتقالی و حرکت تکاملی / انسان در دنیا برای زندگی کردن دوره می بیند نه اینکه زندگی کند / روح شب قدر روح علم است / آیا جن و انس از یک نوع مخلوق هستند ؟

     تقلید کورکورانه از نظر دین اسلام و مذهب شیعه محکوم است

     عشق چیست ؟ 1 و2 و 3

     رابطه عقل و عشق / عفو و غفران

     یادداشتهای عاشورا / حرم ، بیت و اهل بیت 1

     حرم ، بیت و اهل بیت 2 / شفاعت چیست ؟ / چرا تقویم ایرانیها بهترین تقویم است ؟

     فلسفه راهگشا نیست / انجمن معتادان گمنام

     آیا حرکت به سوی خدا اجباری است یا اختیاری ؟ / به قرآن عمیق تر نگاه کنیم ( ذکر برخی نکات تاویلی ) / در باره سوره حمد / حروق مقطعه و معنای ختم قلوب

     به قران عمیق تر نگاه کنیم ( جنات عدن و بنی اسرائیل ) / آیات 58 و 62 بقره

لینک
چهارشنبه ۱٥ اسفند ،۱۳۸٦ - سعید نوروزی نژاد

   به قرآن عميق تر نگاه کنيم - آيات ۵۸ و ۶۲ بقره   

(58) وَإِذْ قُلْنَا ادْخُلُواْ هَـذِهِ الْقَرْيَةَ فَكُلُواْ مِنْهَا حَيْثُ شِئْتُمْ رَغَداً وَادْخُلُواْ الْبَابَ سُجَّداً وَقُولُواْ حِطَّةٌ نَّغْفِرْ لَكُمْ خَطَايَاكُمْ وَسَنَزِيدُ الْمُحْسِنِينَ

به شما گفتيم‌ به‌ اين ‌سرزمين‌ها كه‌ ملك ‌ابراهيم‌ خليل‌ است‌‌، وارد شويد , نعمت‌ خدا براي ‌شما هرجا باشيد، فراوان ‌است‌ , از در ورودي‌ دين‌ به‌ حال‌ سجده‌ وارد شويد, بگوئيد خدايا‌، گناه‌ ما را بريز تا

آلودگي‌هاي‌ گناه‌ را از لوح دل شما پاك ‌كنيم‌ و به نيكوكاران‌ اجر بيشتري بدهيم.

     توضيح  : منظور از ورود به‌ باب‌ دين‌ به ‌حال ‌سجده‌ اين‌ است‌ كه‌ بدانند اساس ‌دين ‌داري‌ تسليم‌ و اطاعت‌ از خدا و اولياء خداست‌. انسان‌ حق‌ ندارد در دين‌ داري‌ خود راي‌ و خودمختار باشد. مردم‌ در دين‌داري‌ بر سه‌ قسمند:

قسم اول ‌: اولياء خدا كه‌ دائم‌ در اطاعتند و دستورات‌ خدا را آن‌ به ‌آن‌ از خدا مي‌گيرند و اجرا مي‌كنند.

قسم‌ دوم :‌ كساني‌كه‌ دين‌ و كتاب ‌خدا را در اختيار دارند و برطبق‌ علم‌ و استعداد خود آن ‌دستورات‌ را اجرا مي‌كنند كه‌ مسلما اهل‌ نجاتند.

 قسم‌ سوم ‌: كساني‌كه‌ با دين ‌خدا در جنگند و درست‌ در جهت‌ خلاف ‌دين‌ حركت‌ مي‌كنند كه‌ در مسير جهنم‌ اند.

 

(62) إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَالَّذِينَ هَادُواْ وَالنَّصَارَى وَالصَّابِئِينَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحاً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ

شما بدانيد كه ‌از مومن‌ و مسلمان و يهودي‌ و نصراني‌ و پي‌جويان ‌دين حق‌،‌ هركس ‌اين ‌سه ‌اصل ‌        ( ايمان‌ به‌ خدا و زندگي‌آخرت‌ و عمل‌ صالح‌) را رعايت‌ كند‌، اجرش ‌نزد خدا محفوظ ‌است‌, نترسند و غم ‌و غصه‌اي‌ نداشته ‌باشند.

     توضيح  : كساني‌ كه‌ اين‌ سه ‌اصل‌ را رعايت‌ كنند گرچه‌ معلوماتشان‌ ضعيف‌ باشد كه‌ مظاهر حق ‌را نشناسند عاقبت‌ به ‌دين‌ خدا و خط‌  اولياء خدا كشيده ‌مي‌شوند و تا زماني‌كه‌ با رعايت‌ اين‌ سه ‌اصل‌ در مسير حق‌جوئي‌ حركت‌ كنند، مهاجر الي‌الله‌ شناخته‌ مي‌شوند و اهل‌ نجاتند.

لینک
شنبه ۱٢ خرداد ،۱۳۸٦ - سعید نوروزی نژاد

   به قرآن عميق تر نگاه کنيم - معنای جنات عدن و سرنوشت بنی اسرائيل   

وَ بَشِّرِ الَّذِين آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ كُلَّمَا رُزِقُواْ مِنْهَا مِن ثَمَرَةٍ رِّزْقاً قَالُواْ هَـذَا الَّذِي رُزِقْنَا مِن قَبْلُ وَأُتُواْ بِهِ مُتَشَابِهاً وَلَهُمْ فِيهَا أَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَةٌ وَهُمْ فِيهَا خَالِدُونَ

         اهل ايمان ‌و اعمال‌ شايسته‌ را مژدگاني ‌بده‌ كه‌ براي‌آنها باغ ‌هايي ‌(علم‌ و قدرت‌هائي‌) تهيه‌ شده ‌كه ‌ازآن‌ نهرهاي‌ نعمت‌ و حكمت‌ جاري‌ مي‌شود , هر نعمتي ‌را درآن جا مي‌بينند‌،‌ مي‌گويند توفيق‌ اين‌ نعمت ‌ها‌، پيش‌ از اين‌‌ روزي‌ ما شده ‌, انواع ‌نعمت‌ها شبيه‌ يكديگر در اختيارآنها قرار مي‌گيرد, همسراني ‌دارند كه ازآلودگي هاي‌ جسمي‌ و روحي‌ پاك‌ و پاكيزه‌اند و در اين ‌زندگي، ‌‌ابدي‌ و جاويدند .

 

     توضيح  :جنات ‌عدن‌ در تمامي‌ آيات‌ كه‌ خداوند در آخرت‌ به ‌انسان‌ وعده‌ مي‌دهد علم‌ و قدرتي‌ است‌ كه‌ با استفاده‌ از آن‌ هرجا مي‌رود همه ‌چيز براي‌ او مهياست خودش‌ با علم‌ و قدرت‌ و با دعاي‌ مستجاب‌ يا معجزه‌ هرچه‌ بخواهد بسازد، مي‌سازد. خداوند در آن ‌حديث ‌مي‌فرمايد لا يزال‌ يتقرب‌ الي ‌عبدي‌ باالنوافل‌ حتي‌كنت‌ سمعه‌ الذي‌ به‌يسمع‌ و بصره‌الذي‌ به ‌يبصر و يده‌الذي‌ به ‌يبطش‌ . با چنين ‌قدرتي‌ زندگي ‌آخرت‌ براي‌ او حاصل‌ مي‌شود و اين ‌علم‌ و قدرت‌ همان‌ جنات ‌عدن‌ تجري‌ من‌ تحتها الانهار است‌. شما دو آيه‌ را به‌ هم‌ مربوط ‌كنيد تا معناي‌ جنات ‌عدن‌ را درك ‌كنيد. يكي ‌آيه‌اي‌ كه‌ فضاي‌ زندگي‌ را نامتناهي ‌مي‌داند و جنه‌ عرضها السماوات‌ والارض‌ و ديگري ‌هم‌ جنات ‌عدن‌ تجري ‌من ‌تحتها الانهار مناسب‌ اين‌ دو آيه‌ اين‌ است‌ كه‌ انسان ‌خودش‌ جنات ‌عدن‌ باشد نه‌ اين كه‌ باغي‌ در اختيارش‌ باشد، كول‌ بگيرد به ‌هرجا كه‌ بخواهد ببرد.

 

يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اذْكُرُواْ نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَأَوْفُواْ بِعَهْدِي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ وَإِيَّايَ فَارْهَبُونِ

شما بني‌اسرائيل ‌به ياد نعمت هائي كه ‌به‌ شما داده‌ام‌‌، باشيد , به پيمان‌ من ‌وفا كنيد تا من‌ به ‌عهد شما كه‌ بهشت ‌است‌،‌ وفا كنم‌ , از مخالفت ‌من ‌بترسيد.

 

     توضيح  : بني‌ اسرائيل‌ در طول‌ تاريخ‌ خود الگوي ‌ضلالت‌ در برابر عوامل‌ هدايتند. چقدر زياد به وسيله‌ پيغمبران‌ مشمول‌ لطف ‌خداوند متعال‌ قرارگرفتند وليكن با آن‌ همه‌ خير و بركت‌ كه‌ از پيغمبران‌ ديدند همه‌ آنها را كشتند و يا لااقل‌ اطاعت‌ نكردند. آنها را آزار و اذيت‌ نمودند و عاقبت‌ در اثر اصرار به ‌گناه‌ و معصيت‌ و لج‌ بازي‌ با دين ‌خدا و انبياء مخصوصا با حضرت‌ خاتم‌( ص)‌ كه‌ پيش‌ از ظهور انتظارش‌ را مي‌كشيدند مشمول‌ غضب ‌خداوند متعال‌ قرارگرفتند  و از دايره‌ لطف ‌خدا اخراج‌ شدند.

لینک
شنبه ٥ خرداد ،۱۳۸٦ - سعید نوروزی نژاد

   به قرآن عميق تر نگاه کنيم - حروف مقطعه و معنای ختم قلوب   

حروف‌ قرآن‌  اشاره‌ به‌ اصول‌ عالم ‌خلقت‌ است‌ از اين‌ جهت ‌كه حروف‌ بيان‌گر اصل‌ كلمات ‌تكويني‌ و خلايق‌ است‌. با حروف ، ‌اشاره‌ به‌ مواد اوليه‌ و مصالح‌ ساخت‌ عالم‌ و آدم‌ مي شود . همان طوركه‌ حروف‌ تهجي‌ اصل‌كلمات‌ است‌، اصول‌ اوليه‌ خلقت‌ هم‌ اصل‌ مخلوقات‌ است‌. عالم‌ كتاب ‌تكويني‌خداست‌ و اصول‌ اوليه‌ به جاي ‌حروف‌ اين‌كتاب‌ و كلمات‌ است‌. همان طوركه‌ شما ماشين‌ سازي‌ را از مواد اوليه‌ آن‌ تا آخر مي‌دانيد و توضيح‌ مي‌دهيد، قرآن‌ هم‌ ماشين‌ خلقت‌ را از اصول‌ اوليه‌آن‌ تا آخر چنان كه‌ بوده‌ و شده‌ براي‌ شما توضيح‌ مي‌دهد. مثل ‌اين كه‌ ماشين‌ خلقت‌ را براي ‌شما اوراق‌ و مونتاژ مي‌كند و شما را در جريان‌ كيفيت‌ خلقت‌ عالم‌ و آدم‌ قرار مي‌دهد. در كتاب ‌كافي‌ حديث‌ ان‌الله‌ خلق‌ اسماء با الحروف‌ غيرمتصوت‌ تفسير اصول ‌خلقت‌ است‌.

 خَتَمَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عظِيمٌ 

         هدايت‌ گري خدا  از مسير تعليمات ‌و شنوايي آنها خاتمه‌ يافته ، هـدف‌ هاي ‌دنيايي حجاب ‌بينايي ‌و  بصيرت آنها شده، ‌‌ عاقبت  به عذابي دردناك  ‌مبتلا خواهند شد .

     ختم‌ قلوب‌ به ‌معناي‌ خاتمه ‌يافتن‌ هدايت‌گري ‌خداوند متعال‌ است‌ كه ‌خداوند هر فوت‌ و فني‌ كه‌ براي‌ هدايت‌ آنها لازم‌ بوده‌ بكار زده‌ است‌ و نتيجه‌اي‌ جز اتمام حجت‌ به دست‌ نياورده.‌ آنها درحجاب‌ هدف‌هاي‌ دنيائي‌ واقع‌ شده‌اند و آن‌ طرف‌ حجاب‌ را نمي‌بينند. ختم‌ قلوب‌ به‌ معناي‌ اين‌ نيست ‌كه‌ خداوند مانعي‌ روي‌ قلب‌آنها براي هدايت ‌نشدن‌ ايجاد كرده‌ باشد بلكه‌ به معناي ‌خاتمه ‌يافتن ‌عوامل‌ و اعمال ‌هدايت‌ است‌.

 

 

لینک
یکشنبه ۳٠ اردیبهشت ،۱۳۸٦ - سعید نوروزی نژاد

   به قرآن عميق تر نگاه کنيم - سوره حمد   

قرآن‌ در متن‌ خود سه‌ كتاب‌ نامتناهي‌ است‌

  كتاب‌ اول،‌ كتاب‌ طبيعت‌ است ، يعني‌ هر چيزي‌كه‌ از طريق‌حواس‌ پنج‌گانه‌ قابل‌ كشف‌ است‌ و از آن‌ جمله‌ خلقت‌ بدن‌ انسان‌ كه‌ جزء طبيعت‌ است‌ .

 كتاب‌ دوم،‌ انسان‌ و فطرت‌ انسان‌ كه‌ روح‌ او و عقل‌ و معرفت‌ او و علم‌ و دانش‌ او و  حقايق‌ ماوراء طبيعت‌ از قبيل روح وعرش‌ و كرسي‌ و لوح‌ و قلم‌ و تمامي حقايق غيبي‌ است كه‌ با حواس‌ پنج‌ گانه‌ قابل‌ كشف‌ نيست‌ بلكه‌ با نيروي‌ عقل‌ و ‌بيان‌ امام‌ معصوم‌ ع قابل‌ كشف‌ است‌.

كتاب‌ سوم، ‌ذات‌ مقدس‌ خداوند متعال‌ و تنزه‌ ذاتي‌ و وجودي‌ او از شباهت‌ به‌ وجود و ذوات‌ و صفات‌ خلايق‌ .‌

اين‌ سه ‌كتاب‌ و تمامي ‌حوادث‌ تاريخ‌ عالم‌ و آدم‌ در همين‌ يك ‌جلد كتاب‌ ثبت‌ شده است . لذا در تعريف‌ اين‌ كتاب‌ فرمودند: ظاهره‌ انيق‌ و باطنه‌ عميق.

 

در باره سوره حمد :

     عبوديت‌ درتفاسير اصيل‌ قرآني‌ به‌ معناي‌ يادگيري‌ علوم‌ از مسير اطاعت‌ خدا شناخته‌ شده‌ است.‌ ما خلقت‌ الجن‌ و الانس ‌الا ليعبدون‌ اي‌ ليعرفون‌. اين‌ سوره‌ را ام‌الكتاب‌ ناميده‌اند زيرا مادر تمام ‌علوم‌ و حقايق‌ است‌. خدا را به ‌الوهيت‌ و رحمانيت‌ و رحيميت‌ معرفي‌ مي‌كند كه‌ اين ‌تعريف‌  شامل‌ تمامي‌ بركاتي‌ است‌ كه‌ از جانب ‌خدا در دنيا و آخرت‌ بر بندگان‌ خدا نازل‌ مي‌شود. كلمه‌ اسم‌ را كه‌ در بسم‌ الله‌ بين‌ خود و بندگان‌ واسطه‌ قرارداده‌ و آن‌ را راه‌ استفاده‌ از كمك‌ و اعانت‌ خدا دانسته‌ انطباق‌ به‌ ائمه‌ اطهار دارد. آنها با هدايت‌ و ولايت‌ خود راه‌ استفاده‌ از كمك‌ و اعانت‌ خداوند متعالند. آنها اسماء حسناي‌ خدايند و انسان ها براي‌ تقرب‌ به‌ خدا و ورود به ‌زندگي‌ بهشتي‌ بايد از هدايت‌ آنها استفاده‌ كنند زيرا آنها راه‌ به‌ سوي‌ خدا هستند و بدون‌ حركت‌ در راه‌، كسي‌ به‌ مقصد نخواهد رسيد. نه‌ براي‌ خدا ممكن‌ است‌ كسي‌ را از بي‌راهه‌ به ‌مقصد برساند و نه‌ براي‌ خلق‌ خدا ممكن‌ است‌ از بي‌راهه‌ به‌ مقصد برسند.

     ام‌الكتاب‌ كه‌ اسم‌ اين‌ سوره ‌است‌، انطباق‌ كامل‌ به وجود مبارك‌ حضرت‌ زهرا س دارد زيرا امام ها كتاب‌ ناطق ‌خدايند و حضرت‌ زهرا مادر امامت‌ است نه ‌تنها مادر امام‌ها كه‌ در تعريف ‌آن ‌حضرت‌ فرمودند لها امومه‌ الائمه‌. پس‌ او ام‌ الكتاب‌ است‌ يعني‌ معناي‌ مجسم‌ سوره‌ حمد. ائمه‌ صراط‌ مستقيم‌ به‌ سوي‌ خدا و بهشتند. مولي‌ ع در علم‌ و سياست‌ و تقوا و عدالت‌ خود راه‌ آفرينش‌ بهشت‌ است‌. آيا بدون‌ استفاده‌ از محبت‌ و ولايت‌ او ورود به ‌بهشت‌ ممكن‌ است‌ البته ‌جدائي‌ از او بي‌راهه‌ است‌ و از بي‌راهه‌ كسي‌ به ‌مقصد نمي‌رسد. صراط‌ مستقيم‌ هم‌ در اين ‌سوره‌ به ‌علي‌ ابن‌ ابيطالب ‌تفسير شده‌ است‌ و پيروان‌ آن‌ حضرت‌ كساني‌ هستند كه‌ مشمول‌ نعمت‌ ولايت‌ او شناخته‌ شده‌اند. ولايت‌ حق‌ است‌ كه‌ كليد تمامي‌ نعمت‌ ها است‌. كساني‌ كه‌ ازحوزه‌ ولايت‌ او خارجند بر دو قسمند: اگر ظالم‌ باشند مغضوبين‌ عليهم‌اند و اگر ظالم‌ نباشند، ضالين‌ هستند . اينها چكيده اي از عمق اين سوره شريفه است .

لینک
پنجشنبه ٢٠ اردیبهشت ،۱۳۸٦ - سعید نوروزی نژاد

   به قرآن عميق تر نگاه کنيم - ذکر برخی نکات تاويلی   

1- عفو و عصيان‌ برابر هم‌ مربوط‌ به‌ گناه‌ مقصرين است‌. گناه‌ مقصرين‌ تيرگي قلب‌ به وجود مي‌آورد و عفو الهي‌ به‌ معناي‌ محو تيرگي ‌قلب‌ است.

2- ذنب‌ و غفران برابر هم مربوط‌ به‌ گناه‌ قاصرين‌ است ‌كه‌ به ‌دليل ‌كمي ‌استعداد پيدا مي‌شود . در پي ذنب ‌كه‌ گناه‌ قاصر است‌ غفران‌ پيدا مي‌شود كه ‌به‌ معناي‌ رفع‌ نواقص‌ وجودي‌ و پيدايش‌ عقل‌ و استعداد است.‌ گناه‌ قاصر مانند گناه‌ كودكان‌ است‌ كه‌ تيرگي ‌قلب‌ ايجاد نمي كند و لازم‌ است‌ با كلمه‌ استغفار عقل‌ و استعداد از خدا بخواهند.

3- همه‌ جا كلمات‌ ساعت‌ و قيامت‌ به ‌ظهور امام‌ زمان‌ عليه‌ السلام‌ تفسيرشده‌ است‌ و تمامي ‌كلمات‌ وعدالله‌ و موعود امت ها آن‌ بزرگوار است‌.

4- كلمات‌ بحار به‌ دانشمندان ‌و جبال‌ به ‌ابر قدرت هاي‌ مذهبي‌ و غيرمذهبي‌ تفسير شده‌ است.

5 - بر و بحر، علما و عوام‌اند. دانشمند به‌ منزله‌ دريا و بي‌سواد به‌ منزله‌ خشكي ‌است.

6- شمس‌ به‌ رسول‌ خدا و ائمه ‌و نجوم‌ به‌ علما تاويل‌ شده‌ است.

7- شهاب‌ ثاقب ‌و رجم‌ شياطين‌ به‌ تبليغات‌ ستاره‌هاي‌ هدايت‌ عليه‌ شياطين‌ تاويل‌ شده‌ است. منافقين‌ مسائل‌ ديني‌ را براي‌ پيشبرد مقاصد دنيائي‌خود اختلاس‌ مي‌كنند و علما با تبليغات‌ ادعاي‌ آنها را ابطال‌ مي‌كنند.

8- ليل‌ و نهار به ‌معناي‌ دوران‌ غيبت‌ و دوران‌ ظهور امام‌ زمان‌ ع تاويل‌ شده ‌است.

9- حروف ‌مقطعه ‌در قرآن ‌به ‌معناي ‌اصول ‌خلقت‌ و اصول‌حوادث‌ و تربيت‌ تاويل‌ شده ‌است‌. حديث‌ ان‌الله ‌خلق‌ اسماء بالحروف‌ غيرمتصوت‌ در اصول‌كافي‌ تفسيرحروف‌ قرآن‌ است.  

10- غالبا اشياء مورد قسم‌، اشخاصند. شجره ‌طوبي،‌ اولياء الله‌ و شجره‌ زقوم ، ‌ اعداءالله‌‌‌اند.

11-جنات‌ عدن‌ تجري‌ من‌ تحتها الانهار تجهيزات‌ وجودي‌ اهل‌ بهشت‌ است‌ كه‌ با اراده‌ كن فيكوني‌ و سازندگي‌آني‌ و ارادي ‌مجهزند(حديث ‌لايزال ‌يتقرب‌ الي‌عبدي‌ باالنوافل‌) مدرك است‌ ‌

12- زقوم ‌جهنم‌ و مار و عقرب‌ جهنم‌، اهل ‌جهنم‌اند كه‌ دائم‌ يكديگر را مي‌گزند و مي‌زنند . چه‌ مار و عقربي‌ از انسان‌ موذي‌ گزنده‌تر است‌. 

13- زمين‌ در قرآن‌ زمينه افكار انسانها و آسمان هم آسمان نزول علم است ، همانطور كه از اين آسمان باران نازل مي شود و زمين را زنده مي كند از وجود خدواند متعال به انسان علم نازل مي شود و اين علم انسان را رشد مي دهد ، هبوط آدم از آسمان به زمين يعني هبوطش از آسمان وجود خود ( روحانيت و حركت در خط علم در مكتب انسانهاي كامل ) به زمين وجود خود ( ماديت و خواهشهاي مادي ) است ( اين هبوط براي همه آدم ها اتفاق مي افتد ) . طبيعت در اختيار اهل‌ بهشت‌ است ‌كه‌ هرجا مي‌روند براي‌ آنها باغ‌ و بوستان‌ است‌ . اول ‌فضاي‌ علم‌ و قدرت ‌الهي ‌در اختيارشان‌ قرار مي‌گيرد و بعد بر ميليون‌ها مستضعف‌ كه‌ لازم‌ است‌ آنها را تربيت‌ كنند ولايت‌ پيدا مي كنند.

14- عذاب هايي كه ‌در دنيا از كفار به‌ مومنين‌ رسيده‌، درآخرت‌ از مومنين‌ به‌ كفار بر مي‌گردد. بهشت‌ و جهنم‌ آخرين‌ نتيجه‌ اعمال‌ نيك ‌و بد است‌ نه‌ اين كه‌ مزد و كيفر باشد و نتيجه ‌عمل‌ لازمه ‌قهري‌ اعمال‌ است‌ ، مانند تصادفات‌ در رانندگي‌ خلاف‌ مقررات‌، نه‌ مانند جريمه‌ راننده ( تفاوت تصادف به عنوان نتيجه قهري و جريمه به عنوان نتيجه كيفري را دقت كنيد ) . پس‌ جهنم‌ به‌ علم‌ و عمل‌ كفار روشن‌ مي‌شود مانند بمب‌هاي‌ هسته‌اي ‌كه‌ در دنيا مي سازند و روشن مي كنند و درآخرت‌ به ‌حرارت ‌آن‌ مبتلا مي شوند  در همان‌ زمان ‌كه‌ جنگ‌ هسته‌اي‌ واقع‌ مي‌شود ، نيكان‌ عالم‌ هم ‌آماده‌ ظهور امام‌ هستند و جز او كسي‌ را نمي‌پذيرند.

لینک
چهارشنبه ۱٢ اردیبهشت ،۱۳۸٦ - سعید نوروزی نژاد

   آيا حرکت به سمت خدا اختياری است يا اجباری ؟   

     اگر كسي نخواهد كه بداند و بفهمد و نخواهد كه جهل خود را رها كند و به سوي علم برود و يا ضعف خود را رها كند به سوي قدرت برود همچنين در هر حركتي از نقص به كمال توقّف را بيشتر دوست بدارد ، اگر انسان بخواهد در اين راه متوقّف گردد و يا به قهقرا برگردد چنين اجازه اي دارد؟ آيا خدا او را رها مي‌كند و آزاد مي‌گذارد و يا اينكه او را به ضرب تازيانه به سوي كمال حركت مي‌دهد و اجازه توقّف و قهقرايي به او نمي‌دهد؟

      گرچه مردم ظاهراً اين طور خيال مي‌كنند كه اطاعت خدا و حركت در مسير دين به آزادي است نه به اجبار و انسانها در اطاعت و حركت به سوي خدا آزادند و مجبور نيستند و ليكن احساس آزادي در اطاعت خدا و حركت به سوي كمال، احساسي است آني و زودگذر( حد اکثر دردوره زندگی دنیا ) . به دنبال يك چنين احساسي انسان مي فهمد كه حركت به سوي تكامل اجباري و الزامي است. به ميل انسان نيست كه اگر بخواهد اين راه را طي كند و اگر نه برگردد و يا متوقّف شود. خداوند در سوره «انشقاق» مي‌فرمايد: «يا ايّها الانسان انك كادحٌ الي ربك كدحاً فملاقيه» اي انسان تو مجبوري با زحمت زياد هم كه باشد به سوي خدا حركت كني و به ملاقات او بروي.

     حركت به سوي خدا و حركت در مسير تكامل مانند حركت از كودكي به جواني و از جواني به پيري و از پيري به مرگ است. آيا كسي توانسته است در دوران كودكي و يا جواني خود را متوقّف كند؟ به سوي عقل بيشتر و فهم زيادتر و زندگي بهتر نرود؟ البته نه. طبيعت انسان را مجبور به حركت مي‌كند. سال و ماه و روز بر انسان مي‌گذرد. انسان را همراه خود حركت مي‌دهد.

     كساني كه از خط اطاعت خدا منحرف مي‌شوند و به سوي كفر و گناه مي روند آن قدر سر راه كفر و گناه آنها حادثه و مصيبت به وجود مي آيد كه مجبور مي‌شوند به سوي خدا و حقيقت برگردند و به سوي او حركت كنند. اگر حركت به سوي خدا اجباري نبود لازم بود كه از مسير كفر و گناه آسايش به وجود آيد نه عذاب و مشقّت. پس خواهي نخواهي انسان در حركت به سوي خدا مجبور است. اگر براي حركت در مسير اطاعت خود را متوقّف ساخت و يا به بيراهه منحرف شد در اين توقّف و بيراهه آنقدر حادثه به وجود آيد و عذاب بر او نازل گردد كه مجبور شود به سوي او برگردد و زمام امر خود را به خدا بسپارد. خداوند درباره فرعون و فرعونيان كه در واقع الگوي كفر و گناه هستند مي‌فرمايد: «فصب عليهم ربك سوط عذاب اِنَّ ربك لبالمرصاد» يعني خداوند تازيانه هاي عذاب را بر فرعون و فرعونيان ريزش داد كه خدا در كمّين ستمكاران است. بايد بدانيم كه انتخاب يكي از دو راه حق و باطل به ازادي است و ليكن حركت در يكي از اين دو راه اجباري است و توقف محال است. درسته که آزادی تا سواد یاد بگیری یا خیر ولی سر راه بیسوادی آنقدر رنج و مشقت هست که تو را مجبور به سواد آموزی می کند .

لینک
سه‌شنبه ٤ اردیبهشت ،۱۳۸٦ - سعید نوروزی نژاد

   انجمن معتادان گمنام   

     مدتها بود با خود فكر مي كردم هندسه تربيتي خداوند متعال كه در دوره دنيا مبتني بر ابتلاء هست ( يادداشت نوزدهم تا بيست و يكم ) چگونه كاركردي خواهد داشت و خداوند متعال با اين ساختار تربيتي چگونه اين انسان به شدت آزاد و مختار و پيچيده را به هدف خواهد رساند ؟ از طرفي وجود اختيار و آزادي لازمه رشد انسان است و از طرفي همين آزادي و اختيار، انسان را سركش مي كند و طرح تربيتي خداوند متعال بايستي با وجود همين آزادي و اختيار او را به هدف برساند ، براستي كه اين تربيت خيلي عجيب و پيچيده است وگفتيم كه تربيت از خلقت خيلي پيچيده تر و عجيب تر است .

     انجمن معتادان گمنام ( na ) نمونه كوچكي از اين كاركرد را به شيوه جالب و حيرت آوري به نمايش گذاشته است ، معتاداني كه بر اثر شركت در جلسات اين انجمن ترك مي كنند يا بقول خودشان پاك مي شوند تغييرات تربيتي عجيبي دارند ، آنها نه تنها دست به ترك مصرف مواد مخدر مي كنند بلكه بسياري از عادات بد ديگرشان نيز به فراموشي سپرده مي شود ، شخصيت اجتماعي شان به نحو چشمگيري احيا مي شود ، خانواده و اجتماع خيلي بهتر از قبل آنها را مي پذيرد گويي كه اساسا سابقه بدي از آنها در ذهن نيست و تغييرات بسيار ريشه اي و عميق اعمال مي شود ، ساختار اين انجمن بگونه جالبي شكل گرفته است كه بتواند اين كاركرد را داشته باشد ، انگيزه هاي شهوت و ثروت و قدرت از همان ابتدا به حاشيه رانده شده اند تا به هدف تبديل نشوند ، نكته كليدي در اين مورد اين است كه شركت كننده بايد به استيصال رسيده باشد يعني بطور جدي قصد ترك داشته باشد ولي از انجام آن عاجز باشد و اين همان چيزي است كه مبتني بر ابتلاء است ، يعني معتاد بايد نتيجه ناشي از حركتش در مسير اعتياد را كاملا درك كرده باشد و اخذ نتيجه او را به سمت اين جلسات سوق دهد . اين موضوع دقيقا همان چيزي است كه نوع بشر در مسير حركت تربيتي خود به آن مي رسد ، نتيجه ناشي از خروج از مكتب انسان كامل او را به استيصال مي رساند و اين استيصال ( جهنم ) كه همان نتيجه حركت خودسرانه است او را به سمت قبول مكتب انسان كامل ( بهشت ) سوق مي دهد . اين بهترين و يگانه راه تربيت بشريت براي رساندن او به هدف است و آن اينكه بشريت تا نتيجه حركتش در مسير خودمحوري را درك نكند به راه بر نمي گردد . جهنم كه بزرگترين شلاق تربيتي است چيزي جز درك نتيجه نيست ، درست مانند معتادي كه نتيجه حاصل از حركتش در مسير اعتياد را درك كرده و به na پناه آورده است . مكتب انسان كامل كه با ظهور امام زمان ع داير مي گردد  درمان درد بشريت است كه فوج فوج انسانهاي به استيصال رسيده از مديريت انسان بر انسان را به خود جلب و جذب مي كند . na  نمونه زيبايي است ، بيشتر با آن آشنا شويد .

لینک
دوشنبه ٢٧ فروردین ،۱۳۸٦ - سعید نوروزی نژاد

   فلسفه راهگشا نيست   

     آيا رو آوردن به فلسفه مي تواند پاسخ پرسشهاي ما را در مورد هستي و آينده حركت بشريت ارائه كند يا خير؟ پاسخ اين سؤال مخصوصا براي تحصيلكرده هاي اين حوزه در هر گرايش و در هر مقطعي ، فلسفه غرب و يا فلسفه اسلامي ، حوزه و يا دانشگاه ، مكاتب غربي و يا شرقي البته مهم است .

     اگر براي شما اثبات شده باشد كه ما براي يافتن پرسشهاي اساسي در مورد مبدء ، راه و مقصد حركت بشريت و بطور كلي شناخت هستي راهي جز قرآن و توضيح دهندگان واقعي آن كه آن را به درستي فهميده و براي ما تبيين كرده اند نداريم ، خودبخود مراجعه به ساير منابع جايگاه خود را از دست مي دهد . هيچ كلمه اي  همانند علم و عالم ائمه ع را آنگونه كه هستند معرفي نمي كند ، كلماتي مانند فيلسوف و حكيم و از اين قبيل كه ما به انسانهاي متخصص در هر رشته اطلاق ميكنيم قابليت وصف ائمه ع را ندارند بجز همين كلمه عالم . آنها در يك كلام عالم به هستي هستند و بس ، همينطور در مورد خداوند متعال كه علم خود را به اينها تعليم داده است .

     فلسفه اساسش بر صورتهاي ذهني استوار است هستي را بگونه اي جلوه مي دهد كه يك وجود بيشتر نيست حال اين وجود ماده هست يا ماوراي ماده تفاوت زيادي نمي كند . مهم اين است كه هستي را يك وجود و همه چيز را جلوه او همانند جلوه اشياء در آينه مي دانند و اساسا هستي را صورت و شكل گرفته وجود مي دانند كه هر لحظه به رنگي بت عيار درآيد ! آينده بشريت هم يعني پيوستن اين قطرات به دريا و عين دريا شدن است ، يعني همه صورتها از بين مي رود و وجود مي ماند ! مثل اينكه شما همه خشتها ( صورتها ) را به هم بزنيد و فقط گل مي ماند ، در حالي كه خشتها چيزي جز گل نيستند كه شكل گرفته اند و شكل هم چيزي نيست ، آيا من ميتوانم به شما بگويم شكل خشتها مال من گل هايش مال شما ؟ در يادداشتهاي ابتدايي در اين مورد ( فلسفه وحدت وجود ) توضيح داده شده و اثبات شده كه اين نگاه از اساس چقدر راه را بيراهه مي رود و يك بت ذهني بوجود مي آورد .

لینک
شنبه ٢٥ فروردین ،۱۳۸٦ - سعید نوروزی نژاد